پوشش آگاهانه

با نگاهى به اوضاع صنعت پوشاک در چند دهه گذشته و رقابتى بودن دنياى مدرن و فضاى خالى اين تخصص در كشور ضرورت توجه به پوشش و تحقيقات مرتبط با آن و توليد و عرضه برندهاى بومى با در نظر گرفتن اصول فرهنگى و روانشناختى ایران بيش از پيش احساس مىشود. همچنين ايجاد فضا و فرصتى  مناسب براى معرفى رشته روانشناسى پوشش از طريق ارائه  مقالات  و مطالب اين شاخه از علم، به صورت مفصل از اهم اهداف ماست .

لذا تلاش ما در اين راستا افزايش اگاهى شما مخاطبين عزيز در كمك به انتخاب پوششى آگاهانه متناسب با عواطف و روحيات ذاتى شماست. همچنين  در نظر داريم با معرفى مدلهاى نظرى و ساختارى مرتبط با علم روانشناسى پوشش و صنعت مد و با نگاهى موشكافانه و علمى به بخشهاي مختلف اين صنعت، به بررسي موانع، فرصتها وچالشهاى موجود اين صنعت در كشور بپردازيم.

اميد است با استفاده از نتايج  اين بررسیها و تحقيقات و همچنين كمك و مساعدت فعالين  صنعت مد و پوشش به ارائه راهكارهايى شايسته و متناسب  با فرهنگ ايرانى و اسلامى بپردازیم و بتوانيم هر چه بيشتر و بهتر براي رشد، ارتقا و پيشرفت اين صنعت تلاش كنيم. باشد كه  بتوانيم در اين رسالت مهم گام کوچکی برداریم.

در یک جمله، روانشناسی پوشش یعنی هر آنچه میپوشيد بر روان شما تاثيرگذار است و میتواند عميقا خلق شما را تحت تاثير قرار دهد. پوشش شما روی واکنش دیگران تاثیر میگذارد. برش و دوخت لباس شما مي تواند تاثير چشمگيري در ظاهر اندام شما داشته باشد. لباسهايتان مي تواند آينده شغلي، ارتباطي و حتي تصور شما را از خويشتن تحت تا ثير قرار دهد. به طور کلی استفاده از لباسهاي متناسب از اضطراب و افسردگی شخص می کاهد.

امروزه روانشناسي پوشش سعي در يكپارچه سازي و كاربردي كردن علم روانشناسي با صنعت پوشش دارد تا بتواند ابزارهاي قابل مديريت و مداخلهاي به وجود آورد و در نهايت به توسعه مطلوب، در درك خويشتن، رفتار و خلق مصرف كنندگان و هم به اهداف مشخص اقتصادي در صنعت پوشش كمك كند.

البته اين نكته حايز اهميت است كه باید تفاوت بین روانشناسي بازاريابي و روانشناسي پوشش را به خوبی بشناسیم. اگرچه در بعضي موارد همپوشاني اين دو و استفاده از اصول مشترك روانشناسي باعث میشود تا مصرف كننده را تحت تاثير قرار بدهد و فروش افزايش پيدا كند اما روانشناسي پوشش رسالت مهمتري بر گردن دارد و آن اثربخشي مثبت رواني و كاهش آسيبهاي شناختي در  مصرف كنندگان است .

پوشش با چه فاكتورهاي روانشناختي در ارتباط است؟

آيا وضعيت رواني و شخصيتي در انتخاب پوشش تاثيرگذار است؟

چه عوامل اجتماعي و فرهنگي بر انتخاب نوع پوشش افراد تاثير گذار است و اين تاثيرات چگونه خود را نمايان ميسازند؟  

آيا ميتوان از پوشش به عنوان ابزاري براي انتقال پيامهاي غيركلامي و ايجاد ارتباطي معنادار استفاده كرد؟

آيا پوشش مي تواند ابزاري براي بهبود خلق افراد در جامعه و وسيلهاي براي كاهش استرسهاي محيطي و فردي تلقي شود؟  

براي پاسخ به اين سوالات و سوالات مشابه بايد به سراغ روانشناسي پوششرفت. در اين نوشتار به معرفي اين رشته و تاريخچه آن ميپردازيم و در نوشتارهاي  بعدي با استفاده از كتب موجود در اين زمينه و انجام پژوهشهاي كيفي و كمي به پاسخ سوالات مطرح شده و سوالات مشابه در ارتباط با فرهنگ ايراني خواهيم پرداخت.


روانشناسي پوشش به عنوان شاخهای از علم روانشناسي در قرن ١٩ مطرح شد. اما ريشه آن به قرن ١٨ ميلادي و آثار روانشناس معروف امريكايي ويليام جيمز برميگردد. ويليام جيمز در سال 1842 در امريكا متولد شد. جيمز در سال ١٨٦٩ از دانشگاه پزشكي فارغ التحصيل شد اما به جاي فعاليت در رشته پزشكي به تدريس در دانشگاه هاروارد مشغول شد. وي در سال ١٨٩٠شاهكار خود را با نام اصول روانشناسيبه چاپ رساند.

در مقالهاي از خانم دكتر سيسليا واتسون با عنوان  خود ملبس شده: فلسفه ويليام جيمز در پوششكه در مجله موسسه ملي بهداشت امريكا  (ncbi)به چاپ رسيده بيان شده است:

ويليام جيمز اهميت زيادي به صنعت پوشش ميداد و اين امر در نوشتهها، نامه ها و لباسهايي كه مي پوشيد مشخص بود. اهميت خودبيانگري پوشش در تاكيد جيمز بر لباسهاي همكارانش و حتي جلد كتابهايش مشهود بوده است. البته جيمز تنها كسي نبود كه در قرن ١٨ به اهميت بعد رواني پوشش تاكيد داشت. فيزيكدان و روانشناس الماني رودولف هرمان هولتر در مقاله اي با عنوان جهان كوچك، در باب رابطه انسان با محيط اطرافش ادعا ميكند هر آن چيزي كه انسان به بدن خود مي پوشاند و هر علامتي قسمتي از وجودش مي شود. با توجه به اين ديدگاه مي شود گفت لباس و پوشش قسمتي از ذات فرد مي شود“.

اگرچه متون مرتبط با روانشناسي پوشش از قرن ١٨ ميلادي به وفور يافت ميشود، اين رشته با وجود برگزاري مقاطع ارشد و دكتري در دانشكدههاي هنر در بريتانيا و امريكا هنوز در ابتداي راه قرار دارد.


بد نيست نگاهي گذرا به نتايج چند پژوهش در حيطه روانشناسي پوشش برگرفته از كتاب به آنچه مي پوشيد اهميت دهيدنوشته كارن پاين بيندازيم:

  • افرادي كه شبيه مديران لباس ميپوشند سريعتر پيشرفت ميكنند و به موفقيت دست پيدا ميكنند.
  • خانمها در هنگام افسردگي دو برابر بيشتر تمايل به پوشيدن شلوار جين دارند.
  • افراد اگر لباس استرچ بپوشند احساس قدرتمند تر بودن (جسمي) ميكنند.
  • زناني كه در مصاحبههاي شغلي سبكهاي مردانهتر می پوشند احتمال پذيرفته شدنشان بيشتر است .
  • مردها ابتدا به لباس خانمها توجه ميكنند تا صورت و بدن آنها. در صورتي كه زنها ابتدا به چهره و لبخند و چشمهاي  مردها توجه دارند.
  • مردم بيشتر تمايل دارند به كساني پول قرض بدهند كه لباسي شبيه خودشان پوشيدهاند .
  • مردم سريعتر از كنار كساني كه قرمز پوشيده اند عبور مي كنند تا كساني كه لباسهايي با رنگ آبي به تن دارند.
  • مردها اگر لباسي را پرو كنند دو برابر بيشتر از زنها احتمال دارد آن لباس را بخرند.

نویسنده: دکتر علی مرادی